اخبار فرهنگی فوری

اخبار فوری و لحظه ای فرهنگی ایران و جهان از 60 منبع معتبر داخلی و خارجی

اخبار فرهنگی فوری

اخبار فوری و لحظه ای فرهنگی ایران و جهان از 60 منبع معتبر داخلی و خارجی

زندگی تلخ دختر بازیگر ۲۱ ساله ای جنوبی که مورد تعرض کارگردان قرار گرفت




دختر متولد ۱۳۷۴ بود. در یکی از شهرهای جنوبی به دنیا آمده و همان جا هم همراه خانواده‌اش زندگی می‌کرد. دختر در یک خانواده مذهبی که اعتقادات قوی داشتند، بزرگ شد.

 

دختر جوان درباره اعتقادات خانواده و شغل پدرش می‌گوید: پدرم مردی معتقد است و خانواده‌ای مذهبی دارم که همواره ما را به رعایت اصول اخلاقی تشویق کرده‌اند. به دلیل شغل پدرم و اقامت در یک مجتمع سازمانی حتی در خانه پدری‌ام ماهواره هم نداشتیم.

خانواده دختر مذهبی و هنر دوست بودند به همین دلیل دختر جوان از همان ابتدا با فضای هنر و ادبیات خو گرفته بود و این موضوع باعث رنجش کسی در خانواده نبود.

ادامه ماجرا

زنده‌ ماندن معجزه‌آسای کارگر پس از سقوط به چاهک آسانسور + تصاویر




ساعت 16:48 نوزدهم بهمن ماه جاری حادثه سقوط کارگر به داخل چاهک آسانسور به سامانه 125 اعلام شد که به سرعت آتش‌نشانان ایستگاه 113 به محل حادثه در خیابان خاوران، کوچه مینابی اعزام شدند.

ناصر مؤذنی؛ فرمانده آتش‌نشانان اعزام شده به محل حادثه درباره این حادثه اظهار کرد: در یک ساختمان نیمه‌کاره کارگران در حال کار بودند که ناگهان یکی از کارگران از طبقه سوم به انتهای چاهک آسانسور در طبقه منفی یک سقوط کرده بود.


ادامه ماجرا

ناصر محمدخانی را از فرودگاه دزدیدند/ آدم‌رباها، اقوام همسر فوتبالیست جنجالی



بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس وقتی از هواپیما پیاده شد، فکرش را نمی‌کرد که افراد آشنا در کمین او نشسته و نقشه آدم ربایی در سر دارند.
 

 آنها با تهدید و اجبار، این فوتبالیست مشهور را ربودند و چند ساعت در خانه‌ای زندانی کردند. ماجرا از این قرار بود که شامگاه سه‌شنبه این فوتبالیست جنجالی و بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس برای خانواده‌اش پیامکی فرستاد و عنوان کرد که بستگان همسرش او را با تهدید ربوده و قصد دارند به خانه‌ای در جنوب پایتخت ببرند. در چنین شرایطی خانواده این فوتبالیست راهی اداره پلیس شدند و به طرح شکایت پرداختند. آنها عنوان کردند که جان وی در خطر است و به‌دلیل اختلافاتی که این بازیکن با همسرش دارد، ممکن است بستگان همسرش بلایی سر وی بیاورند.

چند ساعت بعد...


ادامه ماجرا