تسنیم/
ادبیات ایران در سالهای اخیر پا در مسیری گذاشته است که اگر درست پیموده شود، جهانی خواهد شد، اگرچه این مسیر خیلی دیر آغاز شده و بسیاری که پا در آن نهادهاند هنوز نتوانستهاند استانداردهای حرکت در آن را به دست آورند، اما هستند ناشرانی که استانداردهای درست حرکت در این مسیر را کسب کرده و موفقیتهایی اگرچه کوچک اما خوب را به دست آوردهاند.
در سالهای اخیر روند پرشتاب ترجمه معکوس در ادبیات ایران موجب شده تا هر ناشری ترجمهای سطحی و دم دستی از آثارش را در داخل ایران منتشر کرده و آنگاه به فکر روانه کردن آن به بازارهای جهانی بیافتد، اتفاقی که سرانجامی جز موفقیت در بازار جهانی داشته و خواهد داشت. چرا که ورود ادبیات ایران به بازارهای جهانی نیازمندیهای خاص خود را دارد که فراهم کردن مقدمات آن به آسانی میسر نیست.
در میان همه حرکتهای سالهای اخیر نشر ایران برای جهانی شدن، اما چند کتابی موفق شدند، حداقل انتظارات را برآورده کنند، این چند کتاب نیز آنهایی بودند که از مسیر درست وارد شده و علاوه بر دارا بودن ترجمهای خوب با شناخت از الزامات این بازار قدم به آن نهادند.ترجمه رمانهایی چون «شطرنج با ماشین قیامت»، «من او»، «مردگان باغ سبز» و ... از آن جمله است.

«بچهها را بغل گرفتم و بوسیدم؛ علی را، مخصوصا علی را... میدانستم که این بوسهی وداع است، اما نمیدانستم - هرگز نمیدانستم - که این علی است که میخواهد برود، نه من... و آن روز صبح، صبح پیروزی علی بود. که رفت و ما ماندیم. یکی از بچهها هنگام برگشتنم میگفت: «علی را در دهلاویه گذاشتیم و آمدیم» گفتم: «نه، این علی بود که ما را در دهلاویه گذاشت و رفت.»
این قسمتی از اولین نوشتهی منتشر شدهی سیدمرتضی آوینی پس از انقلاب است. او پیش از این نیز تجربیاتی در نوشتن داشته که با شروع انقلاب، تمام نوشتههایش را، چنان که خود میگوید، در چند گونی ریخته و سوزانده است:
«اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشتههای خویش را - اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و... - در چند گونی ریختم و سوزاندمو تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از «خودم» سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که «خودم» را از میان بردارم تا هر چه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار ماندهام. البته آنچه که انسان مینویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست. همهی هنرها این چنین هستند. کسی هم که فیلم میسازد، اثرش تراوشات درونی خود اوست. اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آنگاه این خداست که در آثار او جلوهگر میشود. حقیر این چنین ادعایی ندارم. ولی سعیم بر این بوده است.»

دوران حکومت مامون به لحاظ سیاسی و دینی دوران پیچیده ای است زیرا او به ظاهر خود را دوستدار ائمه اطهار (ع) و شیعیان نشان می داد.
خبرآنلاین/
حتی او امام رضا(ع) را وادار به پذیرش ولایت عهدی کرد تا به تصور خود به اهدافش دست یابد. پس از شهادت حضرت رضا (ع) مامون این سیاست زیرکانه خود را در قبال امام جواد (ع) ادامه داد حتی به اجبار دخترش ام الفضل را به همسری آن حضرت درآورد. البته هوشمندی امام جواد(ع) توطئه های او را نقش بر آب کرد. حضرت بلافاصله پس از ازدواج با دختر مامون به مدینه بازگشت تا با دوری از دارالخلافه، مخالفت خود را با حاکم عباسی نشان دهد. پس از مامون، معتصم عباسی بر تخت خلافت نشست. او سیاستی متفاوت از مامون را درباره حضرت جواد (ع) و علویان دنبال کرد. به طوری که امام (ع) را به بغداد احضار کرد و در مدت کوتاهی حضرت را به شهادت رساند.
درباره دوران امامت امام جواد(ع) به ویژه نوع برخورد ایشان با دو خلیفه عباسی مامون و معتصم با حجت الاسلام دکتر محمودصفاری مدرس حوزه ودانشگاه به گفت وگو نشستیم.

برنامه خندوانه شب گذشته میزبان دو هنرمند بود،آنها استند آپ کمدی اجرا کردند.
آخرین خبر/
امیر کربلایی زاده استند آپ کمدی خود را
پیرامون خواستگاری و مراسم عروسی اجرا کرد. کربلایی زاده گفت: مراسم عروسی و
خواستگاری در ایران متنوع است اما در اروپا عروسی ها خیلی ساده برگزار می
شود.
وی ادامه داد: کسی که قصد ازدواج کند باید مراسم های
خواستگاری ،بله برون ،نامزدی،حنابندان،عقدکنان،عروسی،پاتختی البته این
روزها هفته گرد ماهگرد و سالگرد ازدواج اضافه شده است گذر کند.
در
ادامه در خصوص این مراسم ها اظهار داشت : نام بله برون هنوز نفهمیدم چرا
این نام انتخاب کردند همچنین درمراسم حنابندان سینی های پر از وسایل را
برای عروس و داماد تدارک دیده می شود.